شما در حال مشاهده نسخه موبایل وبلاگ

خوش خیال

هستید، برای مشاهده نسخه اصلی [اینجا] کلیک کنید.

پندانه

پیرمردی با پسر و عروس و نوه اش زندگی میکرد.

او دستانش می لرزید و چشمانش خوب نمیدید و به سختی می توانست راه برود. هنگام خوردن شام غذایش را روی میز ریخت و لیوانی را بر زمین انداخت و شکست.


پسر و عروس از این کثیف کاری پیرمرد ناراحت شدند: باید درباره پدربزرگ کاری بکنیم وگرنه تمام خانه را به هم می ریزد.


آنها یک میز کوچک در گوشه اطاق قرار دادند و پدربزرگ مجبور شد به تنهایی آنجا غذا بخورد. بعد از این که یک بشقاب از دست پدربزرگ افتاد و شکست دیگر مجبور بود غذایش را در کاسه چوبی بخورد، هروقت هم خانواده او را سرزنش میکردند پدر بزرگ فقط اشک میریخت و هیچ نمیگفت.


یک روز عصر قبل از شام پدر متوجه پسر چهار ساله خود شد که داشت با چند تکه چوب بازی میکرد. پدر روبه او کرد و گفت: پسرم داری چی درست میکنی؟ پسر با شیرین زبانی گفت: دارم برای تو و مامان کاسه های چوبی درست میکنم که وقتی پیر شدید در آنها غذا بخورید!


یادمان بماند که:

"زمین گرد است..."

دارو

چه دارویی باید تجویز کرد برای ملتی كه گدايی را قناعت می‌نامند و زندگی در نکبت را صبر می‌دانند و با تبسمی بر لب اين حماقت را به گردن حكمت خدا می‌اندازند !

ترازوی دین

از کسانیکه همه چیز را در ترازوی

دین وزن میکنند

دور باش زیرا ؛ اگر وزنت به دلخواهشان نباشد

با سنگ های ترازو سنگسارت میکنند.

نادانی

نادانی یک ویروس است !

وقتی که شروع به پخش شدن بکند ،


دیگر درمان شدنی نیست ،

مگر با منطق و استدلال ؛


بخاطر انسانیت ،

خودمان باید درمانش باشیم ..

قانون جذب

‏قانون جذب تو ایران اینجوریه که ما انرژی میدیم پولدار شیم، مسئولین جذب میکنن.

نصف

نصف دین با ازدواج کامل میشه

نصف دیگش با آبگوشت روز جمعه

جمعه

‏صبح جمعه باید یه جوری بیدار شی که غروب جمعه رو رد کرده باشی، زودتر از اون جمعه‌ت سوخت رفته

جهنم

پس جهنم اینه!

هرگز به این شکل درباره‌اش فكر

نمی‌كردم

یادتون هست: گوگرد، آتیش، سیخ...

آه! عجب حرف‌های مضحكی سال‌ها در مغزمان فرو کردند!

احتیاجی به سیخ نیست!


حالا فهمیدم: جهنم همان زندگی اجباری با احمق‌های اطرافه.



ژان پل سارتر

دیشب

دیشب اخبار بیست و سی رو می دیدم، تقریبا تمام مسوولین از اوضاع مملکت ناراضی بودند!
به نظر می رسد عملکرد ما مردم خوب نبوده،
مسوولین را ناراحت کرده ایم! 😕

آسانسور

آسانسوری که بتواند شما را به بالاترین طبقه موفقیت برساند

از کار افتاده است و شما ناگزیرید که راهروی موفقیت را پله پله بالا روید.

123